فاطمه جان احمدى

56

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

در مقابل اين دو ديدگاه ، گروه ديگرى نيز معتقدند تمدن اسلامى داراى هويت تاريخى درخور توجهى است و دستاوردهاى تاريخى و خدمات برجسته‌اى دارد . اينان در نوع نگرش به تمدن اسلامى خود به دو دسته تقسيم مىشوند : گروهى كه به عنوان موافق ضمن قبول واقعيت تمدن اسلامى به ناكارآمدى آن در عصر حاضر تأكيد دارند و صرفاً آن را موضوعى تاريخى قلمداد مىكنند و مدعىاند كه تنها مىتوان به سابقهء تاريخى آن باليد ، اما نمىتوان وقوع مجدد آن را انتظار داشت . آنها بر اين باورند كه نمىتوان از دستاوردهاى تمدن اسلامى عبرت گرفت و آنها را در جهان امروز به‌كار بست . گروه ديگر دوستداران تمدن اسلامى هستند و آن را مجموعه‌اى عمرانى و داراى نظامات مدنى و ساختار تمدنى مىدانند كه از قرآن كريم سرچشمه گرفته و اكنون مردم مغرب‌زمين ثمرات آن را مىچينند . اين دسته هرگز تمدن اسلامى را تمام‌شده فرض نمىكنند و از ديگر سو ضمن صحه‌نهادن به واقعيت تاريخى و هويت غنى تمدن اسلامى ، تداوم دستاوردهاى آن را تا به امروز دنبال مىكنند . هم‌اينان معتقدند كه فرهنگ و تمدن اسلامى تأثير معنوى خود را بر دنياى كنونى حفظ نموده و به جذبه و معنويت آن نقصان راه ندارد . در تأييد اين مطلب ، عبدالحسين زرّين‌كوب مىنويسد : تمدن اسلامى كه لااقل از پايان فتوح مسلمين تا ظهور مغول قلمرو اسلام را از لحاظ نظم و انضباط اخلاقى ، برترى سطح زندگى ، سعه‌صدر و اجتناب نسبى از تعصب ، توسعه و ترقى علم و ادب ، قرن‌هاى دراز پيشاهنگ تمام دنياى متمدن و مربى فرهنگ عالم انسانيت قرار داد ، بىشك يك دورهء درخشان از تمدن انسانى است و آنچه فرهنگ و تمدن جهان امروز بدان مديون است ، اگر از دِينى كه به يونان دارد بيشتر نباشد ، كمتر نيست ؛ با اين تفاوت كه فرهنگ اسلامى هنوز در دنياى حاضر تأثير معنوى دارد و به جذبه و معنويت آن نقصان راه ندارد . « 1 » اين عده از اهل علم مىپرسند روابط دينى در تمدن اسلامى چگونه توانسته است همه عناصر نامتجانس سرزمين‌هاى اسلامى را به رغم همه پيچيدگىهاى فرهنگى و تنوع قومى به هم پيوند زند ؟ آيا همه توفيقات علمى و فرهنگى تمدن اسلامى كه توانست تا مدت‌ها اروپاى قرون وسطى

--> ( 1 ) . عبدالحسين زرّين‌كوب ، كارنامه اسلام ، ص 21 .